و همچنین مسیحیان همیشه به احکام اسلام طعن میزنند و به خاطر نمونه یکی از احکام کتاب مقدس ذکر میشود:
«و اگر دو شخص با یکدیگر منازعه نمایند و زن یکی پیش آید تا شوهر خود را از دست زنندهاش رها کند و دست خود را دراز کرده عورت او را بگیرد، پس دست او را قطع کن و چشم تو بر او ترحم نکند.» (تثنیه 25:11ـ12)
این آیاتی است که همه مسیحیان باید به آن ایمان داشته باشند گرچه دیگر به آن عمل نمیکنند و در صورت انکار یکی از این آیات، کلیسا تردیدی در کفر ایشان نمیکند و با وجود این همه آیان خشن در کتاب مقدس مسیحیان همواره به مسلمانان تهمت تروریست بودن میزنند.
و اگر بنا باشد یکی از دو کتاب قرآن و کتاب مقدس تحریف شده را خشن بنامیم، کدامیک سزاوار است؟
و اکنون دنیای اسلام، هنرمند غیوری میطلبد تا با به تصویر کشیدن این واقعیتهای موجود در کتاب مقدس به امثال جناب پاپ و وایلدرز بفهماند کسی که خانه اش از شیشه است، نباید به خانه همسایه سنگ اندازی کند.
یکی از اعتراضاتی که مبشران مسیحی به اسلام وارد میکنند، بحث ارتداد است. البته این بحث را با نگاهی غیرواقعبینانه و به نحوی مغرضانه بیان میکنند، در حالیکه در کتاب مقدس هم احکام شدیدی برای مرتد وضع شده که به یک نمونه آن اشاره میکنیم که اگر اهل یک شهر مرتد شوند، دستور متفاوت میشود و باید همه اهالی شهر از کوچک بزرگ و حتی گاو و گوسفند از دم کشته شوند و اجسادشان نیز با اتش سوزانده شود.
اگر درباره یکی از شهرهایی که یَهُوَه خدایت به تو به جهت سکونت میدهد که بعضی پسران بلّیعال از میان تو بیرون رفته، ساکنان شهر خود را منحرف ساخته، گفتهاند برویم و خدایان غیر را که نشناختهاید، عبادت نماییم آنگاه تفحص و تجسس نموده نیکو استفسار نما و اینک اگر این امر صحیح و یقین باشد که این رجاست در میان تو معمول شده است. البته ساکنان آن شهر را به دم شمشیر بکُش و آنرا با هرچه در آن است و بهایمش را به دم شمشیر هلاک نما. و همهی غنیمت آنرا در میان کوچهاش جمع کن و شهر را با تمامی غنیمتش برای یَهُوَه خدایت به آتش بالکّل بسوزان و آن تا به ابد تلّی خواهد بود و بار دیگر بنا نخواهد شد. (تثنیه فصل 13: 12-17)
در کتاب استر میخوانیم: خشایار شاه پادشاه پارس در آخرین روز جشن 180 روزه دستور داد ملکه وشتی زیباییاش را به مقامات و مهمانانش نشان دهد. ملکه امتناع ورزید و پادشاه بسیار خشمناک شد و در همان مجلس ملکه وشتی را طلاق داد و از میان تمام دخترانی که به حرمسرا آمده بودند، استر دختر یتیم یهودی انتخاب شد و وی به جای وشتی ملکه ایران میشود.
پس از این جریان، هامان وزیر خشایار شاه، توطئهای برای قتل یهودیان میچیند اما این توطئه به ضرر وی تمام میشود و خشایار شاه دستور قتل هامان و تمام پسرانش را صادر میکند و همچنین اجازه میدهد مخالفینشان را از میان بردارند و "مردخای" پسر عموی استر فرمانی بنام پادشاه نوشت و آن را به همه جا فرستاد. فرمانی که به یهودیان اجازه میداد مخالفین خود را از هر قومی که باشند، بکشند و داراییشان را به غنیمت بگیرند. تورات میگوید در سراسر مملکت همه از یهودیان میترسیدند تمام حاکمان و استانداران، مقامات مملکتی و درباریان از ترس مردخای، به یهودیان کمک میکردند و به این ترتیب یهودیان به ایرانیان حمله کردند و آنها را از دم شمشیر گذرانده، کشتند. (استر 6:9)
در کتاب مقدس میخوانیم در آن روز تنها در پایتخت 500 نفر را که 10 پسر هامان نیز جزو آنها بودند، کشتهاند. روز بعد، باز یهودیان پایتخت جمع شدند و 300 نفر دیگر را کشتند. بقیه یهودیان در سایر استانها، 75 هزار نفر از دشمنان خود را کشتند و در هیچ کجا نقل نشده که این همه کشتار در ازای ریخته شدن حتی یک قطره خون از یک یهودی باشد و سپس تورات یادبود این جشن، ایرانیکشی را بر یهودیان فرض و لازم گردانید. (استر 32:10) پوریم یکی از بزرگترین جشنهای یهودیان است. آنان هر ساله واقعه کشتار 75هزار و 800 نفر ایرانی را هر ساله جشن میگیرند و به همین مناسبت، سیزدهم ماه ادار را روزه میگیرند. چهاردهم و پانزدهم ماه ادار را به رقص و پایکوبی میپردازند و این پاداش ایرانیانی بود که به نقل کتاب مقدس و توسط کورش یهودیان را از اسارت 70 ساله بابلی رهانیدند و به آنها حیاتی دوباره بخشیدند.
در جنگ هیچ جنبدهای را زنده مگذار
در کتاب مقدس وقتی حضرت موسی مأموریت مییابد که بنیاسرائیل را از مصر به کنعان آورد، در بین راه با قبایلی برخورد میکنند که بنا است بنیاسراییل در سرزمین ایشان زندگی کنند و باید این قبایل از بین بروند؛ لذا در کتاب مقدس نوشته شده است که خدا به حضرت موسی دستور میدهد با این قبایل بجنگد و همه ایشان از زن و مرد و کوچک و شیرخوار را از دم شمشیر بگذران:
«چون به شهری نزدیک آیی تا با آن جنگ نمایی... از شهرهای این امتهایی که یَهُوه، خدایت، تو را به ملکیت میدهد، هیچ ذینفس را زنده مگذار؛ بلکه ایشان را،...، بالکل هلاک ساز.» (سفر تثنیه، 20: 10-17)
گناه کودکان شیرخوارهای که در این شهرها زندگی میکردند چه بود؟ چرا باید قتلعام میشدند؟ گناهشان جز اینکه ساکن شهری هستند که بنیاسرائیل به زمین آن چشم دارند، چه بود؟
زنان و اطفال را بکشید
حال ببینیم بنا به گفته عهد عتیق ، حضرت موسی با این دستور چه میکند؟
بنا بر این روایت تحریفشده کتاب مقدس، وقتی ایشان به شهر سیحون حمله میکنند، هم? زنان و کودکان را نیز از دم شمشیر میگذرانند تا بتوانند زمین ایشان را تصرف کنند:
«آنگاه سیحون با تمامی قوم خود به مقابل? ما برای جنگ کردن در یاهَص بیرون آمدند. و یَهُوَه خدای ما او را به دست ما تسلیم نموده، او را با پسرانش و جمیع قومش زدیم و تمامی شهرهای او را در آن وقت گرفته، مردان و زنان و اطفال هر شهر را هلاک کردیم که یکی را باقی نگذاشتیم. لیکن بهایم را با غنیمت شهرهایی که گرفته بودیم،.» (سفر تثنیه، 2: 32-37.)
چرا کودکان اجازه نداشتند زنده بمانند؟ چرا باید هم? ساکنان این مملکت از بین بروند تا ساکنان جدید در این سرزمین ساکن شوند؟
فقط دختران باکره زنده بمانند
لشگریان حضرت موسی به قبیله مدیان حمله میکنند و هم? مردانشان را قتلعام میکنند و زنان و کودکان را اسیر میکنند و غنائم شهر را جمع میکنند و بقی? شهر را در آتش میسوزانند. چون اسرا و غنائم را نزد حضرت موسی میبرند؛ وی بر قوم خود غضبناک میشود و میفرماید آیا هم? زنان و کودکان را زنده نگاه داشتید؟ پس الآن هر ذکوری از اطفال را و هر زنی که مرد شناخته و با او همبستر شده را بکشید!
به متن کتاب مقدس دقت کنید:
«و بنیاسرائیل زنان مدیان و اطفال ایشان را به اسیری بردند، و جمیع بهایم و جمیع مواشی ایشان و همهی املاک ایشان را غارت کردند و تمامی شهرها و مساکن و قلعههای ایشان را به آتش سوزانیدند و تمامی غنیمت و جمیع غارت از انسان و بهایم گرفتند..... موسی به ایشان گفت: آیا هم? زنان را زنده نگاه داشتید؟.... پس الآن هر ذکوری از اطفال را بکشید و هر زنی را که مرد را شناخته، با او همبستر شده باشد بکشید و از زنان هر دختری را که مرد را نشناخته و با او همبستر نشده، برای خود زنده نگاه دارید... و غنیمت سوای آن غنیمتی که مردان جنگی گرفته بودند، از گوسفند، 675 هزار رأس بود و از گاو، 72 هزار رأس و از الاغ، 61 هزار رأس و از انسان از زنانی که مرد را نشناخته بودند، 32 هزار نفر بودند.» (سفر اعداد، 31: 9-20 و 32-35)
چنانکه دیدیم؛ تعداد دختران باکرهای که زنده ماندند، 32 هزار نفر بود و از اینجا میتوان حدس زد که تعداد کشته شدگان چقدر بوده است.
سؤال اساسی اینجاست که کودکان که اسیر بودند، چرا باید قتلعام شوند و نیز زنان اسیری باید در جلوی چشم فرزندانشان کشته شوند؟
کشتار و سوزاندن زنان و کودکان
در ادامه این جنگها و نسلکشیها، به ادعای کتاب مقدس یهودیان ، نوبت به یوشع میرسد. به ادعای تورات موجود ، ایشان دیگر نه تنها مردم و زنان و کودکان بیپناه شهرها را سرمیبرید، بلکه گاو و گوسفندها را هم سربریده، همه را از دم هلاک کرده، سپس شهر را در آتش سوزانید:
«آنگاه قوم صدا زدند و کَرِنّاها را نواختند. و چون قوم آواز کَرِنّا را شنیدند و قوم به آواز بلند صدا زدند، حصار شهر به زمین افتاد. و قوم یعنی هرکس پیش روی خود به شهر برآمد و شهر را گرفتند و هرآنچه در شهر بود از مرد و زن و جوان و پیر و حتی گاو و گوسفند و الاغ را به دم شمشیر هلاک کردند و شهر را با آنچه در آن بود، به آتش سوزانیدند؛ لیکن نقره و طلا و ظروف مسین و آهنین را به خزان? خان? خداوند گذاردند.» (یوشع، 6: 20و21و24)
البته هر لشگر پیروزی میتواند به زن و کودکان شهر مغلوب و حتی به گاو و گوسفندهای شهر رحم نکند و همه را از دم قتلعام کند ولی کشتن بیهدف بهایم چه منفعتی برای لشگر پیروز دارد؟
چترهای آسمانیمان را باز کنیم، خدا میبارد بر کوه، ابرها بر شانههای کوه سنگینی میکنند، آنان را تا نزد آلاچیقهای خود راه دهیم.
دارد باران میبارد، اطراف چادر را با سرنیزههای آبائیمان گود کنیم. امشب مروارید از آسمان خواهد بارید، باید منتظر تگرگ باشیم، تگرگ زیبا، تگرگی که گردنبند پاره فرشتگان است؛ تگرگی که ناودان ما را پر از دانههای الماس میکند.
باد میآید، گیسوان خویش را چون بید بر دشت بگسترانیم، آتش، آتش مقدس را روشن کنیم که هدیه الهه نور به آدمیان است.
بر گرد آتش گرد آییم و از روزگاران کهن سخن گوییم، خرگوشها در خواب خشیتاند، و خرسها خرناسههای خود را برای فصل جاری شدن آبها ذخیره میکنند. فصل، فصل شکار شاپرکهاست. مهر ماه است. جشن مهرگان بگیریم. خوشههای انگور طلایی شدهاند، خورشید تاک برافروزیم.
بگذاریم سنگپشتها در میان سنگها آرام بگیرند، خلوت برکهها را بیهوده بر هم نزنیم، نگذاریم گزندی به مورچه برسد، نگذاریم کس از دیوار باغ، بالا رود. به همدیگر عشق و هندوانه تعارف کنیم!

فردا پشتبامهای ما سنگین خواهد شد. پاروزنان دریای برف را فراموش نکنیم. از پشت شیشههای مهگرفته و از کنار چراغهای گردسوز برای همه چراغهای زنبوری که اکنون بر بالای کندوی رَفهای از یاد رفتهاند پیام بفرستیم دوباره برای بازگشت چراغهای پیسوز دعا کنیم و چراغهای توری زیبا که ما را به یاد عروسی شکوفههای سپید میاندازند.
بیایید ترکخوردگیهای تعصب را درمان کنیم، روی زخم دلها نمک بپاشیم، بیایید برای تندرستی مادران باردار و بر چیدن سیمهای خاردار دعا کنیم.
چیزی دیگر به عید عود نمانده است خود را مانند آیینه پاک کنیم.
|
|
|
صبح بى تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد
بى تو حتى مهربانى حالتى از کینه دارد بى تو مى گویند تعطیل است کار عشقبازى عشق اما کى خبر از شنبه و آدینه دارد!؟
دستها تشنة تقسیم فراوانیها با گل زخم، سر راه تو آذین بستیم داغهای دل ما، جای چراغانیها حالیا! دست کریم تو برای دل ما سرپناهی است در این بیسر و سامانیها وقت آن شد که به گل، حکم شکفتن بدهی! ای سرانگشت تو آغاز گلافشانیها! فصل تقسیم گل و گندم و لبخند رسید فصل تقسیم غزلها و غزلخوانیها... سایة امن کسای تو مرا بر سر، بس! تا پناهم دهد از وحشت عریانیها چشم تو لایحة روشن آغاز بهار طرح لبخند تو پایان پریشانیها
زسمت مشرق جغرافیاى عریانى دوباره پلک دلم مى پرد، نشانه چیست؟ شنیده ام که مى آید کسى به مهمانى کسى که سبزتر است از هزار بار بها ر کسى، شگفت کسى، آن چنان که مى دانى تو از حوالى اقلیم هر کجاآباد بیا که مى رود شهر ما رو به ویرانى در انتظار تو تنها چراغ خانه ماست که روشن است در این کوچه هاى ظلمانى کنار نام تو لنگر گرفت کشتى عشق بیا که نام تو آرامشى است توفانى
بهاران را جدّی نمیگیرد. چشمان من خیل غباران را. هرچند از جادههای شسته رُفته، از این خیابانهای قیراندود دیگر غباری برنخواهد خاست؛ هرچند با آفتاب رنگ و رو رَفته از روی این دریای سرب و دود، هرگز بخاری برنخواهد خاست؛ امّا، حتّی سواد هر غباری نیز در چشم من دیگر معنای دیدار سواری نیست؛ این چشمها از من دلیل تازه میخواهند! |

حتما در صفحه ورود به پارسی بلاگ این تبلیغ رو دیدین: اعتراض به حذف نام ایران
بله! این بار یه بمب قراره درست بیفته وسط کله جناب یاهو!
برای روشن تر شدن قضیه به این متن که از سایت تبیان هست توجه کنید:
بمب گوگلی ایرانیان برای یاهو

سلام یاهو! چطوری؟ سلامتی؟ ما هم بد نیستیم. ملالی نیست جز دوری شما که آنهم به لطف حذف ما از لیستت بیشتر شده.
حالا شناختی؟ ما را یادت آمد؟ ما ایرانی هستیم. یعنی اهل ایرانیم. ایران هم که حتماً میدانی کجاست؛ چون تو آمریکایی هستی و هر روز اخبار جدیدی از تهدید ما به جنگ و بمب و این حرفها روی سایتت میگذاری.
اگر میخواهی بیشتر راجع به ایران بدانی کافی است به نقشه دنیا نگاه کنی. ما آنقدر کوچک نیستیم که برای پیدا کردنمان خیلی زحمت بکشی.
وسط یکی از راهبردیترین نقاط دنیا، یعنی خاورمیانه، یک گربه میبینی که آرام سر جای خودش نشسته و به قول آن جوک معروف، دارد ماستش را میخورد.
البته این گربه قبلا اینقدرها هم ساکت نبود. اصلا یک شیر بود. یک شیر پرابهت که نگاه به یال و دمش همه را سرجای خودشان مینشاند. دمش توی هند بود، سرش توی اروپا، پایش در یمن بود و سرش در مصر.
2هزارسالی اینجوری بود؛ حالا یک وقت بزرگتر، یک وقت هم کوچکتر. اگر بازهم دقیقتر بخواهی ما 7هزارسال پیش به این سرزمین آمدیم، مثل شما که 500 سال پیش به آمریکا رفتید.
تقریبا 3هزارسال پیش بود که حکومتهای محلی بزرگی راهانداختیم، مثل شما که 350 سال پیش حکومتهای محلی راهانداختید.
دقیقا 2566 سال پیش بود که کورش کبیر، که تقریباً همه دنیای آنروز را فتح کرده بود، با فتح بابل، بزرگترین شهر دنیا، (همین بغداد که الان دست شماست) اولین امپراتوری بزرگ تاریخ را بنا کرد، اسمش را هم پدران ما گذاشتند: «ایران»، مثل پدران شما که دقیقا 231 سال پیش در جنگ با انگلیسها امپراتوریتان را بنا کردند و اسمش را گذاشتند «ایالات متحده».
جالب این که وقتی کورش بابل را بدون ریختن خون از دماغ یک نفر فتح کرد، اعلامیهای صادر کرد که الان به آن میگویند: «نخستین اعلامیه حقوق بشر» و در آن اهداف متعالیاش را شرح داد، مثل پدران شما که وقتی در جنگ با انگلیسها پیروز شدند، اعلامیهای نوشتند به نام: «اعلامیه استقلال» و در آن اهداف شان را شرح دادند.
از زمان تأسیس، ایران حدود 2 هزارسال است که در مناسبات جهانی نقش اساسی داشته. مثل شما که 150 سال است نقش مهمی در دنیا دارید.
از این مدت، ایران حدود 1100 سال ابرقدرت جهانی بودهاست، مثل شما که 80 سالیاست که این وضع را دارید و از این مدت، ایران 600 سال (در دوره های مختلف) تنها ابرقدرت دنیا بوده، مثل شما که 16 سال است تنها ابرقدرت دنیا هستید.
یاهو بهعنوان یکی از دو پورتال بزرگ اینترنتی، نام ایران را از لیست صفحات ثبت نامش حذف کرده.دوستان وبباز در اعتراض به این حرکت یاهو، وبسایتی ساختهاند و میخواهند بازهم یک بمب گوگلی دیگر را بترکانند.Yahoo mail کلمهای است با وزن اینترنتی مشابه Arabian Gulf و کمی بیشتر.
میبینی یاهو جان! ما چقدر مشترکات تاریخی داریم. حالا یک صفر و دو صفر اختلاف که این حرفها را ندارد.
حالا برو تاریخ بخوان ببین ملل مختلف، وقتی ایران به تنهایی ابرقدرت دنیا بوده در موردش چه نوشتهاند و الان که آمریکا ابرقدرت دنیاست در موردش چه میگویند.
راستی میدانی چهکسی این شیر پر یال و کوپال را شکل گربه کرده؟ همان کسانی که پدران شما با آنها جنگیدند و آنها را از سرزمینهایی که آباد کرده بودند بیرون انداختند، با نانجیبان و خیانتکاران همدستشان رویهم ریختند، یکی یالش را کند، یکی دمش را که شد این گربه آرام.
البته این گربه آرام در دلش همیشه شیر داشته، همیشه؛ از داستانها و افسانهها که بگذریم، یکی آریوبرزن بوده، یکی هم سورهنا. یکی بهرام مهران بوده، یکی یعقوب لیث بوده، یکی هم حسن صباح. یکی رئیسعلی دلواری بوده، یکی هم حسن باقری و محمد جهانآرا.
خلاصه اگر بخواهیم شرح بدهیم که براین ملت چهها که نگذشته، شرح اسفار هم درمقابلش چیزی نیست.
حالا هم چند صباحیاست که دور، دور شماست و هرکاری که میخواهید میکنید! ما را هم از لیستتان حذف کنید. ایرادی ندارد.
به قول ما ایرانیها: «این نیز بگذرد!» این هم بمب ما.
اگر به http://www.helloyahoomail.net بروید با شرح کوچکی از سرزمین ایران و ملت ایران به انگلیسی سلیس مواجه میشوید که یکی از بهترین شرحهای کوتاهی است که از مردم ایران و سرزمینشان آمدهاست.
منظور از بمب گوگلی هم این است که در وبسایتهایمان آن را به هم لینک بدهیم که باتوجه به ساختار جستوجوی گوگل، این سایت در صدر نتایج جستوجوی کلیدواژه «Yahoo mail» قرار بگیرد و مردم جهان و بهخصوص گردانندگان یاهو مجبور شوند آنرا بخوانند.
وگرنه این نه یک بمب است، نه موشک و نه عملیات انتحاری. کارش هم فقط اطلاعرسانی است، همین.
در ضمن الآن خیلی عقبیم. باید زود تر بجنبید. تا 150 لینک اول گوگل هم نیستیم.
پس زودتر دست به کار بشید و این لینک رو به همه بدید و همه جا کپی کنید.
[21/1/1387- 7:0 ع] حکم مرتد در کتاب مقدس مسیحیان
[19/1/1387- 7:0 ع] کشتار ایرانیان توسط یهودیان
[17/1/1387- 1:34 ع] کتاب مقدس
[21/12/1386- 11:48 ص] بر بال ...
[13/8/1386- 4:30 ع] بعد از ظهر یک آدینه
[12/8/1386- 11:4 ص] بمب گوگولی
[9/8/1386- 4:2 ع] همدل
[8/8/1386- 5:44 ع] زندان
[14/7/1386- 2:26 ع] موعود در هالیوود
[8/7/1386- 1:21 ع] شب قدر
[6/6/1386- 6:0 ع] شبستان انتظار
[6/6/1386- 5:0 ع] کجاست آنکه ریشه ظالمان را میکند وعزت مومنان را برمی گرداند.
[6/6/1386- 1:33 ع] حدیث جمعه
[آرشیو شده ها]
بازدید دیروز: 5
کل بازدید :3038
نام: | |
ایمیل: | |
















